السيد موسى الشبيري الزنجاني

5728

كتاب النكاح ( فارسى )

قادر على ردّه و هو لا يعلم بردّه [ مؤمن به گونه‌اى ناصب را ردّ كند كه او نفهمد بخاطر نصب و عداوتش او را ردّ كرده‌اند ] قال : لا يتزوج المؤمن الناصبة و لا يتزوج الناصب المؤمنة و لا يتزوج المستضعف مؤمنة « 1 » وجه استدلال اين است كه مستضعف حق ازدواج با مؤمنه ندارد بنابراين مخالف حق ازدواج با مؤمنه ندارد . شهيد ثانى چنين اشكال مىكند كه مستضعف معانى مختلفى دارد . بعضى از معانى مستضعف كسى است كه وضع او از سنىهاى دانا بدتر است و وقتى بدتر شد دليل أخص از مدعى مىشود . چرا كه اگر در مورد مستضعف كه صنف بدى از مخالفين است اجازه داده نشد اين دليل نمىشود كه با هيچ مخالفى ازدواج صحيح نباشد . پس سند هر چند تمام است امّا دلالتش تمام نيست . سپس مىفرمايد : بعلاوه اگر دلالت اين روايت را هم تمام بدانيم چون اين روايت ، دو روايت معارض دارد ما بايد اين را حمل بر كراهت كنيم . « 2 » جواب صاحب حدائق از اشكال دلالى صاحب مسالك . صاحب حدائق و ديگران اشكال كرده‌اند كه از روايت استفاده مىشود كه مستضعف فرد ضعيف از مخالفين است . و اگر ازدواج با مستضعف ممنوع باشد مخالفى كه از روى آگاهى مخالفت مىكند به طريق اولى ازدواج با او ممنوع است . كما اينكه از روايات مختلف استفاده مىشود كه امام عليه السلام در حديث زراره ازدواج با برخى از مخالفين كه داراى مسلك هستند مثل حرورى و مرجئه و قدريه منع كرده است ولى از ازدواج با بُله و مستضعف منع نكرده است . پس مستضعف فرد ضعيف از مخالفين است بنابراين اگر ازدواج عارفه با مرد مستضعف ممنوع باشد ازدواج او با مردى كه از مرجئه قدريه و امثال اينها باشد به طريق اولى ممنوع است پس دلالت

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة 20 / 550 باب 10 من ابواب ما يحرم بالكفر و نحوه حديث 3 ( 2 ) - مسالك الافهام 7 / 403